سيد محمد باقر برقعى
466
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
آيهء يأس جان دادن او ، كنايهء يأس نبود * با او اثرى ز سايهء يأس نبود آن لحظه كه جان در گروِ عشق نهاد * در سورهء چشمش آيهء يأس نبود آفتاب هرچند دلت به آب نزديكتر است * پيوسته به اضطراب نزديكتر است از دل به درآى مست و در ديده نشين * كاين خانه به آفتاب نزديكتر است شيدايى - 1 در پيچوتاب مىشكند ساقهء تنم چونان كه درد ماندن زانوى تاك را ديريست چو درخت از ريشه عاشقم مفهوم خاك را ترانهء موزون اى سرو ! اى ترانهء موزون ! اين دستهاى يخزدهء مرموز از دودمان كهنهء پاييزند كاين گونه برگهاى صداقت را در فصل چشمهاى تو مىريزند .